محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

107

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

ساختار ادبى الباطن : خبر براى مبتداى محذوف ، و در اصل چنين بوده است : « هو الباطن » . أسمع : فعل ماضى است و برخى از شارحان نيز آن را اسم تفضيل دانسته‌اند ؛ اما به دليل نداشتن دو طرف تفضيل ، درست نيست . حملا ، إمساكا : مفعول مطلق هستند . بعيدا ، مشيدا ، كثيرا : صفات موصوف محذوف هستند : « أملا بعيدا » « بناء مشيدا » « مالا كثيرا » . بورا : خبر براى « أصبح » محذوف است . شرح و تفسير ( نحمده على ما أخذ و أعطى و على ما أبلى و ابتلى ) افعال « أعطى » و « أبلى » عطف تفسيرى هستند ؛ چرا كه « ابلاء » به معنى احسان است . همچنين « اخذ » و « ابتلى » نيز عطف تفسيرى هستند ؛ زيرا ابتلا آزمايش است . سپاس بر نعمت در شكر نعمت است و سپاس بر امتحان دليلى بر خشنودى از تقدير الهى و بردبارى بر بلاى او است . ( الباطن لكلّ خفيّة و الحاضر لكلّ سريرة العالم بما تكنّ الصّدور و ما تخون العيون ) منظور از باطن ، درون عالم است . گفته مىشود درون هرچيزى علم به آن است و حاضر يعنى گواه ، و عطف برخى از اين جمله‌ها بر برخى ديگر از جهت اضافه براى تفسير است و معناى آن باهم يا جداگانه اين است كه خداوند آشكار و نهان را مىداند . ( و أنّ محمّدا نجيبه و بعيثه ) محمد صلّى اللّه عليه و إله بهترين آفريدگان خدا و فرستاده‌اش به سوى آنها است . ( شهادة يوافق فيها السّرّ الإعلان و القلب اللّسان ) يعنى تناسب و